السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

158

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

عبارت را به همان‌وضع ناقص خود گذارده نه كلمه‌ى « انوار » را آورده و نه جمله‌ى « در پيشگاه خداوند متعال » را . . . 2 - كابلى وقتى ديده متن حديث مشتمل است بر كلمه « و على را وصى قرار داد » كه بر وصايت و خلافت آن‌حضرت دلالت دارد ، براى اسقاط اين عبارت دنباله‌ى حديث را كاملًا حذف كرده و آن را نياورده است و بر همين سبك اشتباه‌كارى و تدليس قاضى و دهلوى رفتار كرده‌اند . اينك جاى اين سؤال است كه چرا « كابلى » به هنگام نقل حديث ، اسمى از « ملّاعمر » نياورده است ؟ مىشود گفت كه به دو جهت از او اسم نبرده است : الف . اگر اسم او را مىبرد ، معلوم مىشد كه بر او اعتماد كرده و روايتش را قبول دارد و اين مطلب از جهات ديگر به او ضرر مىزند ؛ زيرا « ملّاعمر » از جمله‌ى كسانى است كه حديث « طير » و حديث « تشبيه » را در سيره‌اش آورده ، دو حديث كه كابلى در ردّ و ابطال آن‌ها مىكوشد . با اين‌كه وى به هنگام پاسخ‌گويى به استدلال به آيه‌ى « مودّت » ، احاديثى ساختگى و دروغ‌هايى شگفت را از او در فضيلت ابوبكر نقل كرده است . ب . وى خواسته با اسم‌نبردن از « ملّاعمر » براى پيروان خود ، فضل و علم گسترده‌ى خود را بيان كند كه بپندارند وى اصل كتاب « شافعى » را ديده و بدون‌واسطه از آن كتاب نقل كرده است . نكته‌اى به مناسبت دهلوى گويد : ايراد هفتم : حديث مسلم در صحيحش از عبداللَّه‌بن عمروبن عاص از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كه فرمود : هنگامى كه گنجينه‌هاى فارس و روم به روى شما گشوده شد ، شما چگونه مردمى خواهيد بود ؟ عبدالرّحمان‌بن‌عوف پاسخ داد كه همان‌گونه كه خداوند متعال فرمان داده است . حضرت فرمود : نه ، چنين نيست بلكه با يك‌ديگر رقابت خواهيد كرد و حسد خواهيد ورزيد و نسبت به هم پشت خواهيد كرد و بر يك‌ديگر كينه‌توزى خواهيد نمود .